جمعه یازدهم مرداد 1387
به دنیای مجردات هم که پناه می برم کسی را پیدا نمی کنم که با این سلیقه ی سگیم سازگار باشد. همینجور بیضتن بیضا دارد دهه بیست هم به آخر می رسد و من از این بازی ها خسته ام. بعضی وقتها فکر می کنم که خدا یا مرا زود آفریده٬ یا می خواهد تو را دیر بیافریند٬ یا اصلا در برنامه اش نیست تو را بیافریند٬ و یا اینکه آفریده و صدایش را در نمی آورد. به هر حال برای اولین نگاهت لحظه شماری می کنم عشق دست نیافته من.
مبادا که نیایی.
نوشته شده توسط حامد در ساعت 4:49 | لینک
|
