این روزها آدمهای منطقی به سادگی قطره ای از چشمم می افتند وقتی که با منطقشان پشه را صافی می کنند و شتر را فرو می بلعند. کاش ادیسون آینه را هم اختراع کرده بود.
مادرم می گفت: وقتی که به دنیا آمدی از کوچه های اطراف صدای گلوله می آمد. اولین بار که گریه کردم ماه به نیمه رسیده بود... و پانزده شب بعد آسمان برای همیشه تاریک شد. خرداد شصت بود که آغاز شدم و هنوز که هنوز است چشم به راه آفتابم.